سکوت ی میکنم سنگین تر از فریاد ...
کاش ميدانستي که درون قلبم خانه اي داري که هميشه آنرا با شفق مي شويم و به آن ميگويم که تويي مونس شبهاي دلم
کاش ميدانستي باغ غمگين دلم بي تو تنها شده است و گل غم به دلم وا شده است
کاش ميدانستي که درون قلبم با تپشهاي عشق هم صدا هستي تو
کاش ميدانستي که وجود تو و گرماي صدايت به من خسته و آشفته حال زندگي مي بخشد
کاش ميدانستي....... کاش مي دانستي
زنها هرگز نميگويند ترا دوست دارم ولي وقتي از تو پرسيدند مرا دوست داري بدان كه درون آنها جاي گرفته اي.
(رو شفوكو)
برچسب:
نویسنده: م.افلاک