خرید بک لینک

درباره سایت

چشمان بارونی..

سکوت ی میکنم سنگین تر از فریاد ...

امکانات وب

-----------
-->-->-->

-->-->-->
 -->-->-->  -->-->--> -->-->-->
-->-->-->
داستاÙx86 رÙx88زاÙx86Ùx87
-->-->-->
Google

در اÙx8aÙx86 Ùx88بÙx84اگ
در Ùx83Ùx84 اÙx8aÙx86ترÙx86ت

-->-->-->
-->-->-->

از شانسی که در زندگیت یک بار بهت رو میده مواظبت کن!

یک خانم 45 ساله که یک حملهء قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود .
در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند خدا رو دید و پرسید
آیا وقت من تمام است؟ خدا گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید.

از شانسی که در زندگیت یک بار بهت رو میده مواظبت کن!

یک خانم 45 ساله که یک حملهء قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود .
در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند خدا رو دید و پرسید
آیا وقت من تمام است؟ خدا گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید.

در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد
کشیدن پوست صورت-تخلیهء چربیها(لیپو ساکشن)-عمل سینه هاو جمع و جور کردن شکم .
فقط به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش بود !!!!

از اونجایی كه او زمان بیشتری برای زندگی داشت از این رو او تصمیم گرفت كه بتواند بیشترین استفاده را از این موقعیت (زندگی) ببرد.بعد از آخرین عملش او از بیمارستان مرخص شد

در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیلهء یک آمبولانس کشته شد .
وقتی با خدا روبرو شد او پرسید:: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟

خدا جواب داد :من شمارو تشخیص ندادم!!!



نتیجه : اونقدر روی شانس های دوباره سرمایه گذاری نکن !


نتیجه 2: اونقدر خودتو عوض نکن که خدا هم نشناستت!!!

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1389 ساعت: 08:57

صفحه بندی