خرید بک لینک

درباره سایت

چشمان بارونی..

سکوت ی میکنم سنگین تر از فریاد ...

امکانات وب

-----------
-->-->-->

-->-->-->
 -->-->-->  -->-->--> -->-->-->
-->-->-->
داستاÙx86 رÙx88زاÙx86Ùx87
-->-->-->
Google

در اÙx8aÙx86 Ùx88بÙx84اگ
در Ùx83Ùx84 اÙx8aÙx86ترÙx86ت

-->-->-->
-->-->-->

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ستایش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گریستم ، گفتند بهانه است خندیدم ، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم ! 

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت 

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد. انسان مجبور نیست حقایق را بگوید ولی مجبور است چیزی را که می گوید حقیقت داشته باشد. 

 خدایا چگونه زندگی کردن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت.

 تهمت و دروغ را دشمن سفارش میدهد و منافق میسازد و عوام فریب پخش میکند و عامی آنرا میپذیرد. 

 

برچسب: نویسنده: م.افلاک تاريخ: 18 فروردين 1391 ساعت: 16:5

صفحه بندی