مدارس

خرید بک لینک

آبراهام اچ. مزلو

به خوبی می دانیم که کودکان، قابلیت تجربه ی اوج را دارند و این حالت را غالباً در دوران کودکی تجربه می کنند. ما همچنین می دانیم که نظام فعلی مدارس، وسیله ای بی نهایت مؤثر در مچاله کردن و تخریب تجربه های اوج و ممانعت از امکان حادث شدن آن است. معلم طبیعی ای که برای دانش آموز احترام قایل است و از شیطنت ها و لذت شاگردان در کلاس درس وحشت ندارد بسیار نادر است. البته ناگفته نماند معلم در کلاس های سنتی که دارای سی وپنج دانش آموز است و می باید مقدار معینی از هر کتاب را در زمان محدودی تدریس کند، ناگزیر است به نظم و ساکت بودن کلاس بیشتر توجه داشته باشد، در نتیجه شیطنت بچه ها را تجربه نمی کند و از این تجربه ی شادی بخش و دلچسب بی نصیب می ماند. از طرف دیگر فلسفه ی رایج آموزش و پرورش ما و مدارس تربیت معلم به این فرضیه ی ضمنی چسبیده اند که شوخ و شنگی دانش آموزان در کلاس درس امری خطرناک است. حتی می توان وظایف دشوار یادگیری خواندن، تفریق و ضرب را که در جامعه ی صنعتی شده لازم است افزایش داد و آن ها را برای دانش آموزان دلچسب کرد.
مدرسه چه نقشی می تواند بازی کند که آرزوی مرگ را در کودک کودکستانی خنثی نماید و آرزوی زندگی را در کودک کلاس اول ابتدایی تقویت کند؟ شاید مهم ترین کاری که مدرسه می تواند در این زمینه انجام دهد این باشد که حس انجام کاری را در کودک بیدار کند. کودکان بیش از این که خود از انجام کاری لذت ببرند از کمک کردن به یک ‏کوچک تر یا ضعیف تر از خود لذت بسیار می برند و رضایت خاطر حاصل می کنند. با اجتناب کردن از گروه بندی می توان خلاقیت را در بچه تشویق کرد. از آن جا که بچه ها معلمان خود را سرمشق قرار می دهند، می توان معلمان را تشویق کرد که شاداب و خودشکوفا بشوند. والدین الگوهای مخدوش رفتاری خود را به فرزندان خود منتقل می کنند، اما اگر معلمان سالم تر و قوی تر باشند، بچه ها می توانند آن ها را الگو قرار دهند و به جای والدین خود از آن ها تقلید کنند.

چشمان بارونی.....

ما را در سایت چشمان بارونی.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: م.افلاک بازدید: 257 تاريخ: جمعه 20 اسفند 1389 ساعت: 10:06

صفحه بندی