آندره موروآ
شارل اول استوارت پادشاه انگلستان، تخت و تاج و سر خود را از دست داد به علت اینکه یک راز را برملا و آشکار ساخته بود. شارل تصمیم گرفته بود که رؤسای شورشیان را ولو اینکه در پارلمان هم باشند توقیف سازد، اما او بی احتیاطی کرد و این تصمیم خود را با زن زیبا و جذاب و فتان خویش ملکه «هانریت دوفرانس» درمیان گذاشت.
ملکه که از این خبر به وجد و شعف آمده بود، آن را به یکی از خانم هایی که ملازم خدمت وی بودند و به وی اعتماد داشت گفت و آن خانم از آن جهت که با دسته ی مخالفان مخفیانه ارتباط داشت فوراً خبر را به نحوی به اعضای پارلمانی که مورد تهدید توقیف بودند رسانید. نتیجه آن شد که وقتی شاه درصدد اجرای تصمیم نهایی خویش برآمد و خواست، اعضای پارلمان را توقیف کند، پرندگان از قفس پریده بودند و ملت سر به اغتشاش برداشته بود!
حکم اخلاقی است که: «نباید چیزی گفت مگر آنچه را که لازم است و به کسی که لازم است و موقعی که لازم است.»
برگرفته از كتاب:
موروآ، آندره؛ هنر خوب زندگي كردن؛ برگردان بيدار؛
ما را در سایت چشمان بارونی.. دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: م.افلاک
بازدید: 219